ابو القاسم راز شيرازى

186

مناهج أنوار المعرفة في شرح مصباح الشريعة و مفتاح الحقيقة ( فارسى )

تعالى الى موسى ( ع ) : انا جليس من ذكرنى ، قال : فمن فى سترك يوم لا ستر الّا سترك ؟ قال : الّذين يذكروننى ، فاذكرهم و يتحابّون فىّ فاحبّهم ، اولئك الّذين اذا اردت ان اصيب اهل الارض بسوء ، فذكرتهم فدفعت عنهم بهم ؛ يعنى وحى فرمود حقّ تعالى به سوى موسى عليه السّلام كه من جليس و هم‌نشينم كسى را كه ذكر كند مرا . عرض كرد موسى ( ع ) : پس كيست در ستر و پردهء تو ، در روزى كه ستر و پرده‌اى نيست مگر پردهء تو ؟ فرمود حقّ جلّ و علا : آن كسانى كه ذكر مىكنند مرا ؛ پس ذكر مىكنم من ايشان را ، و دوستى با يكديگر در راه من مىنمايند ؛ پس دوست مىدارم من ايشان را . پس ايشان‌اند آن كسانى كه هر وقت

--> - بازپسين ايشان را و بال و حسرت خواهد بود و هم از آن حضرت است كه : در بهشت زمينهائى صاف و هموار است چون اهل ذكر بذكر حقّ مشغول شوند فرشتگان بكاشتن درختان در آن زمين هموار مشغول شوند و چون يكى از اين فرشتگان از غرس درخت فروماند از او پرسيده شود كه چرا از كاشتن نهال بازمانده‌اى ؟ گويد : دوست ذاكر من از ذكر گفتن بازمانده است . و هم از آن حضرت است : هيچ چيز نيست مگر براى آن حدّى محدود است كه به آن منتهى شود مگر ذكر كه براى آن حدّى كه با آن حدّ منتهى شود نيست ؛ ( مثلا ) واجبات را خداى تعالى واجب ساخته است چون كسى آن واجبات را ادا كند همان حدّ آن فرائض است ؛ ( همچون ) روزهء رمضان كه آن‌كس كه ماه رمضان را روزه دارد حدّ آن را بجاى آورده ، ( همچنين ) حجّ كه چون كسى حجّ بجا آرد انجام آن همان حدّ اوست مگر ذكر حقّ كه خداى تعالى از آن به اندك خوشنود نگردد و براى آن اصلا حدّى كه به آن منتهى شود نيست . و فرمود : پدرم حضرت محمّد بن علىّ الباقر عليه السّلام كثير الذّكر بود چنانچه با او همراه بودم و او در حين حركت بذكر مشغول بود ، و با او خوراك مىخوردم و او همچنان بذكر حقّ مشغول بود ، و اگر با مردم سخن مىگفت در عين حال ، اين كار ، او را از ذكر حقّ باز نمىداشت ، و همىنگريستم كه زبان او پيوسته به سقف دهان ( براى اداء ذكر ) چسبيده و بذكر تهليل مشغول است و او پيوسته ما را بگرد هم جمع مىكرد و تا بهنگام برآمدن آفتاب به ذكر حقّ وامىداشت ، و نيز از ميان ما آنان كه توانائى خواندن قرآن داشتند به قرآن خواندن وامىداشت و آنان كه قادر به خواندن قرآن نبودند بذكر حقّ امر مىفرمود . و خانه‌اى كه در آن قرآن بسيار خوانده شود و ذكر حقّ فراوان گفته آيد بركت آن خانه بسيار گردد و فرشتگان رحمت در آنجا حاضر شوند و شياطين از آن مكان دورى گزينند و ( اين‌چنين خانه ) اهل آسمانها را نورانى كند چنانچه ستارگان زمينيان را نورانى كنند ، و ( امّا ) خانه‌اى كه در آن قرآن قرائت نشود و ذكر حقّ گفته نگردد بركت چنين خانه كم شود و فرشتگان از آن دورى گزينند و شياطين در آن مكان حاضر شوند و پيغمبر خدا صلّى اللّه عليه و آله -